سکوت ی میکنم سنگین تر از فریاد ...
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت:
- اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت:
- من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم.
انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت:
- راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید .پرنده گفت:
- نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است.
انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد. چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی. پرنده گفت:
- غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود.
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .
آن گاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:
- یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی ؟
انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
پاشو ببین چه برفی اومده
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
گريز از مجازات، جنايتكار را از آن هم كه هست، بدتر مي كند.((افلاطون)) چه بسا چشم ناتوان كه ديده ي تيزبين را شكست مي دهد.((افلاطون)) در هنگام لزوم نه تنها مشكلات و حوادث ناگوار را صبورانه بپذير و تحمل كن، بلكه آنها را دوست بدار.((نيچه)) جنايتكار اغلب به كفايت، شايسته كار خويش نيست و به همين دليل، آن را خوار مي دارد و بدنام مي كند.((نيچه)) وكلاي جنايتكار به ندرت هنرپيشگي كافي را براي آن دارند كه از جنبه هراس انگيز و زيباي جرم به نفع مجرم بهره جويند.((نيچه)) خودپسندي ما زماني به نهايت جريحه دار مي شود كه غرور ما زخم خورده باشد.((نيچه)) مي خواهي دل او را به دست آوري؟ تظاهر كن كه دچار تشويش مي شوي... .((نيچه)) آنجا كه عشق يا نفرت اهميتي ندارد، زن نقشي ميانه بر عهده مي گيرد.((نيچه)) دوره هاي بزرگ زندگي ما آن زماني است كه جسارت مي يابيم و بدترين حالتها را نيك ترين مي ناميم.((نيچه)) خواست چيرگي بر حسي عاطفي در نهايت خود خواسته يك يا چند حس عاطفي ديگر است.((نيچه))
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
قوی ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دستی باید لمست کند
تنی
تنت را داغ کند
و لبی
طعم لبت را بچشد
مستقل ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دلت پر میزند برای کسی که برسد
و بخواهد که آرام رانندگی کنی
و شامت را نخورده روی میز نگذاری و بروی
مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش
"زود برگرد"
طاقت دوریت را ندارم
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد
همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد!
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید..
از مرغ برایش سوپ درست کردند؛ گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند!!
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد...
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
هم رنگ تمام آرزوهای منی/ غارتگرجان ومال و دنیای منی
بی تونفس کشیدنم ممکن نیست/ساده بگویم که همه دنیای منی . . .
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
هی دهه شصتی سرتو بگیر بالا !
میدونم تو جوونی پیر شدی
میدونم آهنگ یویو بازی کردنت آژیر قرمز بود.
میدونم واسه دوچرخه و آتاری معدل بیست آوردی و هرگز نخریدن برات.
می دونم بچگیات بمبارون بود.
می دونم عشقت داریوش بود، می دونم نظامت جدید بود...
می دونم کلاسات پر آدم بود می دونم ...
60 حرمت را می فهمید, از خود گذشتگی را میفهمید, توهین نکردن را میفهمید!
حالا باید همکلام نسل "جاستین بایبر" شوی!
کسایی که شلوار را تانصفه کشیده اند و به ش و رت ش ا ن افتخار میکنند!
سخت ست رابطه با تهی و تتلو و ساسی مانکن!
سخت ست فهمیدن عجیجم و عجقم و ملسی و بیبی و هانی!
ببین منو ...
سرتو بگیر بالا ...
گریه نکن رفیق ...
در عوض یه مرد و یه زن واقعی بار اومدی
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
بگذار آدم ها تا می توانند سنگ باشند
تو از تبار چشمه باش و به آنها به آرامی شکل بده
*زرتشت*
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
حالم خوب است !!
نه اشکی ٫ نه آهی ٫ میخندم !!
اما خنده هایم درد میکند ....
---------------
آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی
---------------
پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد !
باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او !
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد نه پر و بال ریخته اش !
---------------
آدم های ساده …
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
اما سخت دل می کنند و آن وقت که دل می کنند جان می دهند …
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
اي فايده باوران، حتي شما نيز هر فايده اي را به مثابه ارابه خواست خويش دوست مي داريد. آيا شما نيز از سر و صداي چرخهاي آن ناراحت نيستيد؟((نيچه))
در نهايت، عاشق هوس خويش هستيم و نه آنچه هوس كرده ايم.((نيچه))
خودپسندي ديگران زماني خلاف ذوق ما است كه خلاف خودپسندي ما باشد.((نيچه))
در باب "راستگويي"، شايد تاكنون هيچ كس به كفايت راستگو نبوده است.((نيچه))
حماقت هاي هوشمندان را باور نمي كنيم؛ چه لطمه هايي به حقوق بشر!((نيچه))
پيامد رفتارهاي ما گلوي ما را مي گيرد و توجهي به آن ندارد كه در اين بين، ما خود را "اصلاح" كرده ايم.((نيچه))
نوعي بي گناهي در دروغ نهفته است كه نشانه اي از باور نيك است.((نيچه))
سخن گفتن در جايي كه كسي ما را نفرين مي كند، كاري غير انساني است.((نيچه))
دوستي با افراد برتر تلخ است، زيرا نمي توان چيزي در قبال اين دوستي به فرد داد.((نيچه))
نه اينكه ديگر به من دروغ نمي گويي، بلكه چون ديگر به تو اعتماد ندارم، اين موضوع برايم تكان دهنده است.((نيچه))
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
می نویسم از تو برای تو و دور از تو ....
بدون هراس از خوانده شدن...
بگذار همه بدانند...
می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را...
نه چشمانم میبیند...
و نه گوش هایم می شنود...
و نه دستانم لمس می کند...
تنها با شعفی صادقانه ...
با دلم احساست می کنم... !!!!
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
دســت مــرا بگیــر،
کــه بــاغ نگــاه تــو
چــندان شکــوفــه ریــخت
کــه هــوش از ســرم ربــود!
مــن جــاودانــم،
کــه پــرستــوی بــوســه ات
بــر روی مــن دری ز بهــشت خــدا گشــود!
امــا چــه مــی کــنی
دلی را،
کــه در بهــشت خــدا هــم غــریــب بــود؟!
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
يك پيشه ميتواند ابزاري براي هدفهاي پنهان و سركوب شده باشد، به همان سادگي كه ميتواند فينفسه، خود هدف باشد.((آبراهام مازلو))
يكي از مهمترين جنبههاي زندگي پس از مرگ و دوباره زنده شدن، اين است كه هر چيزي داراي ارزشي چندين برابر ميشود.((آبراهام مازلو))
تجربه كردن، تنها آغاز دانش به شمار ميرود؛ يعني تجربه، ضروري است، ولي كافي نيست.((آبراهام مازلو))
چيزي را كه انسان برتر، خوب ميپندارد، به راستي خوب است.((ارسطو))
دگرگوني و تكامل، يعني درست برگزيدن و تصميم گرفتن؛ كه اين خود به چَم [= معني] ارزشگذاري است.((آبراهام مازلو))
براي افرادي كه مراحل كمال را طي ميكنند، قانون، بيشتر روشي است براي جستجوي برابري، راستي، خوبي و غيره تا امنيت مالي، نيكويي، مقام، ارزش، حاكميت، مردانگي و مانند آن.((آبراهام مازلو))
اگر آدمي با مرگ آشتي كند، يا حتي اگر بداند كه با مرگ، آسوده و باشكوه به ماورا خواهد پيوست، در آن صورت، هر روز با روز ديگر، ديگرگون خواهد بود؛ زيرا آن ذهنيتي كه ما از مرگ داريم كه كاسهاي زير نيم كاسه است- يعني هراس از مرگ- از بين خواهد رفت.((آبراهام مازلو))
درست است كه تاييد يافتهها، پشتوانهي دانش است، با وجود اين، اگر دانشمندان، خود را تنها كساني بدانند كه حق تاييد يافتهها را دارند، دچار خطاي بزرگي ميشوند.((آبراهام مازلو))
هميشه افراد پيشگام، آفريننده و كاوشگر، افرادي يكه و تنها هستند كه به تنهايي با تضادهاي دروني، ترسها و سپرهاي دفاعي خود در برابر خودخواهي و غرور و حتي در برابر پارانويا [ =جنون بدبيني ] مبارزه ميكنند.((آبراهام مازلو))
عشق، اين توانايي را به آدمي ميبخشد كه چهرهي راستين خود را نشان دهد، شكفته شود، سلاحهاي دفاعي خود را از دست بنهد و بگذارد نه تنها از نظر جسمي، كه از نظر رواني و معنوي نيز به كلي برهنه شود.((آبراهام مازلو))
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
معشوق كسي بودن، به شما نيرو ميبخشد و عاشق كسي بودن، بيباكي و جسارت.((لائوتسه))
بيشترين نياز انسانها به عشق، زماني است كه زياد سزاوار دريافت آن نيستند.((جان هريگان))
عشق ورزيدن به انسانهايي كه دوستشان نداريم، ميتواند سبب دگرگوني هر دو نفر شود.((ران كافمن))
در انتقام و عشق، زن وحشي تر از مرد است.((نيچه))
زن هنوز قابل دوستي نيست؛ او تنها عشق را مي شناسد.((نيچه))
بايد بدانيم كه بزرگترين آزمون استقلال، همان حفظ خويشتن است.((نيچه))
پاداش عشق به حقيقت هم در آسمان است و هم در زمين.((نيچه))
زماني انسان مي خواهد همگام با نظم جاودانه باشد كه خودش خوب است.((نيچه))
همواره پرتو اعمال نيك، شما را مي پيمايد؛ حتي اگر مدت زيادي از انجام آن عمل گذشته باشد. هر چقدر هم كه اعمال شما فراموش و دفع شود، اشعه آن هميشه فروزان خواهد ماند.((نيچه))
آن كه پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد.((نيچه))
برچسب:
نویسنده: م.افلاک